اظهارات پاپ بندیكت شانزدهم رهبر كاتولیك‌های جهان درباره رابطه بین خردوزری و ایمان و هشدار در خصوص استفاده از خشونت بنام اسلام، در دانشگاه رژنسبرگ آلمان انعكاس گسترده‌ ای در جهان اسلام پیدا كرده و واكنش‌های جدی را نیز به همراه داشته است.
به گزارش پایگاه اینترنتی كانئو، جهان اسلام مانند شش ماه پیش كه با انتشار كاریكاتورهای توهین آمیز به حضرت محمد(ص) مواجه شد و در برابر آن به خشم آمد این بار نیز متحد و یكپارچه خشم و انزجار خود را در خصوص اظهارات پاپ در خیابان‌ها به نمایش می‌گذارد. اما این بار، مسئله بسیار فرق می‌كند زیرا به اعتقاد مسلمانان این بار فردی به اسلام و ارزش‌های آن توهین كرده است كه خود عالی ترین مقام مسیحیت است.

پاپ در سخنرانی روزسه شنبه (12 سپتامبر) خود در دانشگاه رژنسبرگ در بحثی رابطه بین خردورزی و ایمان و مسئله جهاد(جنگ مقدس) را به میان كشید. وی در سخنان خود به نقل قولی از یك گفت‌وگو میان مانوئل دوم امپراتور مسیحی بیزانس با یك عالم دینی مسلمان ایرانی استناد كرد كه گفته بود:« به من نشان بده كه محمد چه چیز تازه ای ارائه كرده است. آیا جز چیز‌های بد و غیر انسانی چیز دیگری به ارمغان آورده است. مثلا او حكم می‌كرد كه ایمانی كه او وعظ می‌كند باید با زور شمشیر گسترش یابد.»
پاپ در ادامه سخنان خود استدلال امپراتور بیزانس را نیز درباره ادعایش نقل می‌كند كه گفته بود: «خداوند به خونریزی خشنود نیست و رفتار غیر عقلانی با ماهیت وجودی پروردگار در تضاد است. ایمان ثمره روح است و نه جسم. پس هر فردی كه به دنبال هدایت دیگران به دین است باید نیازمند توانایی خوب سخن گفتن و منطق مناسب، بدون توسل به خشونت و تهدید است. برای قانع ساختن یك روح منطقی نیاز به قدرت، هرگونه سلاح یا ابزارهای تهدید دیگران به مرگ نیست.»
پاپ در ادامه سخنان خود تاكید می‌كند كه هدف از طرح این مباحث صرفا زمینه سازی برای گفتمان است كه تاكنون مورد بی توجهی قرار گرفته است و رابطه میان ایمان و خردورزی را كه همواره او را شیفته خود كرده است خاطر نشان سازد.
پاپ در ادامه چنین توضیح می‌دهد:« امپراطور مطمئنا می‌دانسته است كه در آیه 256 از دومین سوره قرآن(منظور آیه شریفه« لا اكراه فی الدین» از سوره بقره) آمده است كه هیچ اجباری در دین نیست. به گفته خبرگان، این سوره مربوط به دوره‌های ابتدایی (اسلام) و زمانی است كه محمد (ص) قدرت نداشت و مورد تهدید بود.»
پاپ افزود، امپراتور مسلما از قوانین مربوط به مبارزه مقدس كه بعدا در اسلام وضع شد و در قرآن نیز ثبت شده است، آگاه بود. وی بدون اشاره به جزئیاتی مانند نوع برخورد تجویز شده برای اهل كتاب و كافران، با لحنی تند و بی‌ادبانه به مسئله اصلی درباره رابطه مذهب و خشونت بطور كلی پرداخته و به طرف گفتگوی خود می‌گوید:« اكنون به من نشان بده محمد(ص) چه چیز جدیدی به ارمغان آورده، و خواهی دید تنها مسایل شیطانی و غیرانسانی وجود دارد مانند دستور او به گسترش دینی كه وی تبلیغ می‌كرد از طریق شمشیر.»
پاپ به نقل از امپراطور استدلال می‌كند كه چرا ترویج ایمان از طریق خشونت، بی معنی است و در تناقض با ذات خداوندی و جوهر روح است. پروردگار با خون و خونریزی در تضاد است و غیر عقلایی رفتار كردن مغایر با ذات احدیت است.
امپراطور با اشاره به اینكه ایمان ثمره روح است نه جسم به دانشمند ایرانی می‌گوید:« فردی كه كسی را به ایمان رهنمون می‌كند نیازمند توانمندی در سخنوری و محتاج برخورداری از اندیشه صحیح است و در رسیدن به هدف خود به خشونت و تهدید متوسل نمی‌شود.»
به عبارت بهتر، برای دستیابی به روحی خردورزانه، نیازی به بازوی قوی، ابزار حمله و ضربه زنی و حتی عوامل تهدید به مرگ نیست.
پاپ افزود، در این میان، جمله تعیین كننده ای كه در این استدلال در مخالفت با اصلاح و هدایت به راه راست از طریق خشونت از سوی امپراطور ذكر شده ، آن است كه غیر عقلانی رفتار كردن مغایر با ذات خداوندی است. تئودرو كوری، ناشر این اثر در تفسیری از مجموعه این مباحثات چنین آورده است: «برای امپراطوری كه با فلسفه یونان رشد و تكامل یافته است این جمله، جمله‌ای بدیهی و آشكار و بر عكس از دیدگاه تعالیم اسلامی، خداوند امری كاملا فرا تجربی و مافوق معرفت بشر است. در واقع، خواست و اراده پروردگار ارتباطی با طبقات و دسته‌بندی‌های ما ندارد، بلكه اراده ای مبتنی بر عقلانیت و خردمندی است.
رهبر كاتولیك‌های جهان در ادامه سخنان خود می‌گوید كوری به نقل از یك اسلام شناس معروف فرانسوی به نام آر. آرنالدتس اشاره می‌كند كه به نقل از ابن حزن( منظور ابو محمد علی بن احمد بن سعید بن حزن ، فیلسوف مسلمان اندولسی است كه در سال 944 میلادی در اسپانیا متولد شد) تا آنجا پیش می‌رود كه خدا محدود به كلام خودش هم نیست هیچ چیز او را ملتزم و مجبور نمی كند كه حقایق را بر ما آشكار و هویدا كند. جایی كه اراده خدا باشد ما حتی بت پرستی هم باید بكنیم.
پاپ سپس می‌افزاید: در اینجاست كه در راه رسیدن به درك خداوندی و نیز دستیابی دقیق و صحیح به دین نوعی انشعاب و دو راهی نمایان می‌شود كه تا به امروز كاملاً مستقیم و بی‌درنگ ما را به مبارزه طلبیده است.
او با طرح این سؤال كه آیا اعتقاد به مخالفت ذات احدیت با غیر عقلایی رفتار كردن تنها از آن تفكر یونانی است یا بعنوان اندیشه‌ای پایدار همواره مدنظر است، گفت: فكر می‌كنم كه در این مرتبه هماهنگی عمیقی میان آنچه كه به بهترین مفهوم برگرفته از (فلسفه) یونانی است و‌ آنچه كه در اعتقاد به خدا استدلال شده در كتاب مقدس (انجیل) مطرح شده است، موجود و آشكار باشد. در نخستین آیه كتاب تا حدودی تغییر یافته «تكوین» (كتاب پیدایش كه نخستین بخش انجیل عهد عتیق به شمار می‌رود) یوحنا (یا همان یحیی تعمید دهنده) مقدمه انجیلش را با این كلمه شروع كرده است، خداوند با لوگوس رفتار می‌كند. لوگوس در لغت به معنای عقل و خرد است و این شعور در عین حال توان صنع و آفرینندگی نیز دارد.
بندیكت شانزدهم در پایان سخنانش در دانشگاه رژنسبرگ آلمان ضمن ستودن امكانات بزرگی كه بشر را به انجام پیشرفت مصمم كرده است ، تصریح كرد:« تنها در این صورت قادر خواهیم بود گفتگوی واقعی میان فرهنگ‌ها و مذاهب را كه نیاز ضروری دنیای امروز است انجام دهیم.»
او خاطر نشان كرد كه در دنیای غرب این باور حاكم است كه تنها منطق اثبات گرا و اشكال فلسفی مبتنی بر این منطق دارای اعتبار جهانی است حال آنكه فرهنگ‌های غنی مذهبی در جهان اینگونه استثنای خداوند از جهانشمولی منطق را حمله‌ای به اصلی ترین اعتقادات خود می‌دانند.
به عبارت دیگر آن منطقی كه در برابر پروردگار ناشنواست و دین را تا حد خرده فرهنگ پایین می‌آورد، نمی تواند به گفتگوی میان فرهنگ‌ها وارد شود

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 شهریور 1385    | توسط: محمدرضا (سردبیر)    | طبقه بندی: جالب،     | نظرات()